روزهای زیبای من و تو (13)
سلام ترنم جان
دختر نازم ، عزیز دردانه قلبم ، مادر قربان هزار هزار ناز و ادا و دلبریهات.
عزیز مادر روزها تند و تند می گذرد و من شاد و سرمست از حضورت ، روزها و شبها رو در میان نغمه های شیرین کلامت گم کرده ام.
باورم نمیشه که یک سال و ده ماه از بودنت در کنار من می گذره و من هر لحظه مشتاق تر به آغوش کشیدنت می شوم. اگر روزی هزار ساعت باشد و تمام هزار ساعتش تو در آغوشم باشی باز هم کم است.
اما افسوس که در گذر این روزها و این زندگی ماشینی فرصت برای به آغوش کشیدنت و بوییدن عطر تنت کم دارم.
صبح ها که مهمان مهد کودک هستی و ظهر ها هم که با هم میریم خونه تو بعد از خوردن ناهارت می خوابی تا پنج بعد از ظهر و با اومدن بابا بیدار میشی.
اما بدان که عشق تو تمام تار و پود وجود منه و من هر لحظه و هر ثانیه عمرم از وجود تو در کنارم غرق شادی و لذتم.
البته انکار نمی کنم که گاه گاهی خیلی خسته میشم. آخه کار اداره و خونه با هم خیلی از مامان انرژی می گیره. اما قطعاً وجود تو نقطه مثبت زندگی منه و حضورت تمام خستگیهام را از تنم در میاره.
این روزها شیرین زبونیهات حسابی دل و دین از من و بابا برده و هر ثانیه هزار بار به خاطر شیرین زبونیهات بوسه بارون میشی.
گل من تقریباً تمام جمله ها را کامل می گی و جملاتت فعل و ضمیر داره .
دیروز توی یک فیلم تلویزیونی آقای هنر پیشه داشت کلاه امتحان می کرد ، تو اومدی پیشم و می گی " مامان ، من کلاه می خواهم."
اگر چیزی رو بخواهی و توی خونه نباشه به بابا دستور خرید می دی. مثل چند روز پیش که بابا از سر کار اومد و گفتی " بابا ، دنت نداریم.مغازه بخر "
بابا که از سر کار میاد خونه ، میگی " بابا آمد. سلام بابا. چطوری؟ "
دیشب بابایی رفته بود حمام. رفتی پشت در حمام و در زدی و گفتی "پدر جون ، کی میایی بیرون؟ "
و هزار تا حرف قشنگ دیگه که من حسابی لذت می برم.
و اما مهربونیهات هم که حد نداره. دیشب پای من خورد به گوشه تخت و من نشستم زمین و گفتم "آخ" . خیلی تند دویدی کنارم و گفتی " گلم چی شد؟ گلم چی شد؟ " اون لحظه درد پا که سهله ،اگر تمام درد دنیا هم بود یادم می رفت. و من بودم و بوسه باران کردن روی ماهت .
و اما دعا کردنت ......
دستهای کوچولوت رو می گیری بالا و همچین خوشگل می گی " خدایا...... " که قند توی دل من و بابا آب میشه.
لباس که می پوشی به خودت می گی " هزار ماشاالله"
و هزار شیرین زبونی دیگه......
این روزها هر کاری که می خواهی انجام بدی می گی " خودم " و اصلاً دوست نداری کمکت کنم و می خواهی خودت انجام بدی.
خلاصه اینکه شیرینم عاشقانه دوستت داریم و هزار بار خدا را شاکریم که تو را شیرینی زندگیمون قرار داد.
الهی صد هزار بار شکر ، شکر ،شکر.....


روزهای زیبای من و تو (13) 




