ترنّم جانترنّم جان، تا این لحظه: 13 سال و 9 ماه و 3 روز سن داره

ترنّم نامه

تقدیم به همسر عزیزتر از جانم

1392/3/8 23:26
نویسنده : باباي ترنّم
497 بازدید
اشتراک گذاری

ترنّم جان ، دخترم سلام

بابا فدات بشم الهی چند صباحی بود که بدلیل مشغله کاری و جستجوهای روزانه بدنبال خرید خونه که قراره آشیونه ی امنی باشه واسه من و تو و مامانی و به سرانجام رسیدن همه ی زحمتهای این چند وقته ، بالاخره وقت کردم تا یه چند خطی واسه دختر عزیزم بنویسم.

بابا جون ، از اونجایی که اول ازدواج من و مامانی بهش قول داده بودم که خوشبختش کنم و نذارم آب توی دلش تکون بخوره و لازمه ی یک زندگی راحت و بی دغدغه داشتن یک سرپناهه که آدم توش احساس راحتی بکنه ، بعد از کلی قسط و قرض و وام بالاخره پولامونو جمع کردیم و یه خونه ی نقلی و خوشگل خریدیم ، البته ناگفته نمونه که مامانی هم تمام طلاهاش رو فروخت و کمک بزرگی بود توی این امر خطیر.

به همین خاطر من هم به پاس تمام زحمتهایی که مامانی واسه من و تو کشیده و به جبران تمام سالگردهایی که توی زندگی مشترکمون اومد و رفت و من نتونستم به نحو شایسته از مامانی تشکر و قدردانی کنم ، خونه ی جدیدمون رو به نام مامانی کردم تا برگ سبزی باشه تحفه ی درویش که امیدوارم بتونه بخشی از محبت های مامان رو جبران کرده باشم.

لازم بذکر است که از زمانی که خدا تو فرشته ی مهربون رو به من و مامانی هدیه کرد ، از پا قدم مبارکت زندگی من و مامانی پر از اتفاقات خوب شد و خدا رو بخاطر وجود تو هزار بار شکر میکنم.

در اینجا جا داره از مامان بزرگ پروین و بابا بزرگ شهریار و دایی علی و خاله منصوره و دایی انوش که توی خرید خونمون کمکمون کردن کمال تشکر را داشته باشیم. از همگیتون بابت کمکهاتون ممنونم.

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

الهام مامان علیرضا
8 خرداد 92 23:54
خوش به حال مامان ترنم با این بابای قدرشناس

مبارکه مامانی




ممنونم الهام جان.
مرضیه
9 خرداد 92 8:59
به سلامتی و میمنت . منزل نو مبارک .

ما شیرینی میخوایم یالله.ماشیرینی میخوایم یالله.

اون فسقلی رو هم از طرف من گاز گازش کنید تا خودم بیام چندتا ساعت خوشکل رو دستاش حک کنم .البته با اجازه باباش .اوه راستی محبوبه جونم دل برات شده قد یک کنجد .به خاطر شیرینی هم که شده امسال میام بافت میبینمت.




مرسی مرضیه جان. تو بیا شیرینی چه قابل. فقط وقتی بیا که من هنوز نرفته باشم سر کار بتونم بیام بافت.المان رو هزارتا ببوس

راستی گاز بگیری؟؟؟؟ میام تبریز تلافی می کنم ها...
اونوقت دیگه یکی من یکی المان....
khale mansoore
9 خرداد 92 16:44
mobaraketon bashe elahi.khodayi az ghadame kheyre taranom joone


مرسی خاله. به هر حال ممنون از کمکهاتون.میگم میشه فارسی بنویسی؟؟؟؟؟؟؟؟؟
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به ترنّم نامه می باشد