ایستادن و چهار دست و پا رفتن عروسکم
سلام گل نازم ترنمی ، دختر مهربونم ، الان دو سه روزه که دستت رو می گیری به وسایل و بلند میشی و می ایستی. الهی که من فدای اون پاهای کوچولوت بشم دخترم. دیشب هم من و بابا داشتیم حرف می زدیم و طبق معمول تو هم بینمون وول می خوردی و بعد داشتی می رفتی طرف تلویزیون که دیدم .... ای جانم ، داری چهار دست و پا میری به جای سینه خیز. کلی من و بابا ذوقت کردیم و کیفور شدیم. البته وقتی می خواهی تند بری همون سینه خیز رو اجرا می کنی و با سرعت نور حرکت می کنی. الهی که مامان فدای تو که داری بزرگ میشی و هر لحظه با یک کار جدید من و بابا رو ذوق زده می کنی. ضمناً ، برات بمیرم که نتیجه این ایستادنت تا حالا دوبار زمین خوردن و خور...









