ترنّم جانترنّم جان، تا این لحظه: 13 سال و 9 ماه و 1 روز سن داره

ترنّم نامه

ترنم و بابا و طالبی

1392/4/1 11:07
نویسنده : باباي ترنّم
508 بازدید
اشتراک گذاری

ترنّم جان ، دخترم سلام

عزیز دل بابایی دیروز جمعه بود و حدودای ظهر که سه تایی از خواب بیدار شدیم ، البته من زودتر از تو و مامانی بیدار شدم و رفتم صبحونه آماده کردم که شامل نون و پنیر و طالبی بود و وقتی مامانی رفت صورتش رو بشوره من یواشکی یه تکه طالبی بهت دادم و نمیدونی چطور اون طالبی رو کردی تو دهنت و شروع کردی به خوردن ، الهی برات بمیرم که هنوز دندون نداری که بتونی غذا بخوری ، و وقتی مامانی از دستشویی اومد بیرون کاملاً حیرت زده با صحنه ای روبرو شد که جنابعالی اون تکه طالبی رو با حرص و ولع کرده بودی تو دهنت و دیگه خدا رو بنده نبودی و هیچکس رو تحویل نمیگرفتی که نکنه یه وقت کسی بخواد طالبیت رو ازت بگیره....خنده

 

اینم ترنم در حال خوردن طالبی...

 

 ترنم و طالبی 1

 

ترنم و طالبی 2

 

______________________________________________________________

مامان نوشت : حد اقل پوستش رو می گرفتی بعدش می دادی دستش....!!!!!!

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (7)

بهار مامان ائلمان
1 تیر 92 13:25
امان از دست شما باباها.همتون این همین! مامانش تو هم سعی نکن جلوی این حرکتو بگیری چون تا حالا هیچ مادری موفق نشده بزار بابا و دختر حالشو ببرن نگاش کن چطوری داره میخوردش. فداش بشم



مامان : آخه جالبش اینجاست که با پوست بهش داده. کلا من زورم به بابای ترنم نمی رسه که نمی رسه. خدا به داد من برسه وقتی این دختر بزرگتر بشه...
الهام مامان علیرضا
1 تیر 92 13:32
قربونش برم
اشکالی نداره مامانی با پوست هم بخوره
فقط یادت نره حتما پوست طالبی رو بشوری که سم پاشی زیاد می کنن طالبی رو.


این دفعه رو که دیگه خورده. حالا باباش شسته بود یا نه نمی دونم.
هنگامه
1 تیر 92 14:15
محبوبه جون من اکثر وقتا وبلاگ ترنم رو چک می کنم... چقد ناز و خوردنیه.. از طرف من بچلونش... عین خودم طالبی دوس داره
راستی مرضیه گفته بود دنبال مهد می گردی، خیلی خوشحال شدم مرخصیت زیاد شد
مراقب خودت و نی نی باش


سلام عزیزمممممممممممممممم. خوبی؟؟
ممنونم که به ما سر می زنی. آقا امین خوبه؟
یک تبریک ویژه به خاطر عروسیتون از طرف ما سه تا پیش پیش.
ایشاالله که زیاد بشه. سه ماه اضافه هم غنیمته.
اسماء
1 تیر 92 22:13
وای از دسته این بابا ها....
بهار مامان ائلمان
1 تیر 92 23:18
عجب املا عالی دارم من داشتم برا خودم تو وبلاگتون میچرخیدم یک هو چشم افتاد به غلط املایی هایی خودم مامان ترنم یادت میاد همیشه از املا میترسیدم هنوزم درست نشدم انگار تو ذاتم .
هنگامه
2 تیر 92 0:18
مرسیییییییی عزیزم اونم خوبه، خیلی لطف داری ...
نی نی جانتم ببوس لطفاً، به شوهرتم سلام برسون


قربانت عزیزم
ندا
4 تیر 92 9:13
خطرناکه ها طالبی دادین دست بچه


باباشه دیگه. از این کارها می کنن. ولی خودش حواسش بود
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به ترنّم نامه می باشد