مهمانی
سلام گل ناز مامان همکارهای مامان به مناسبت تولد تو اومدن خونمون و خدا را شکر مهمونی به خوبی برگزار شد.خیلی استرس داشتم آخه تنها باید کلی کار انجام می دادم. خدا را شکر همه چیز به خوبی انجام شد. بابایی خیلی کمکم کرد .اگر نبود از پس کارها بر نمی اومدم. ازش ممنونم. اینقدر کار داشتیم که من و تو دقیقه آخر رفتیم حمام و وقتی لباس پوشییدیم مهمون هامون هم رسیدن. اگر کمک بابا نبود وقت کم می آوردم و واقعا نمی دونم باید چه می کردم. بابای مهربون ازت ممنونم. این هم بگم که روز مهمونی تو گل دختر مامان از ساعت 12 ظهر بیدار شدی و خیلی هم بهونه گیر شده بودی و کلی گریه می کردی .اصلا هم نخوابیدی. من مواظب تو بودم و بابا هم کار می کرد. به همین خاطر کارهامون...
نویسنده :
باباي ترنّم
11:02




