چند روزی تعطیلات
سلام ناز گل مامانی عزیز دل مامان چند روزی به خاطر تعطیلات و بعد از اون همه خستگی واسه پیدا کردن خونه ، فرصت شد تا آب و هوایی عوض کنیم و از گرمای بندر عباس چند روز دور باشیم. واسه تعطیلات رفتیم خونه عزیز جونت و خاله ها . خدا را شکر خوش گذشت. اگر من اینجا کار نداشتم و نباید می رفتم دنبال کارهای سند خونه ، من و تو بیشتر می موندیم خونه مامانم. ولی مثل اینکه چون بابایی اصلاً تحمل دوری تو رو نداره خدا هم کاری کرد که کارهامون قبل از تعطیلات تموم نشه و یک کمش بمونه واسه بعد از تعطیلات تا ما با بابایی برگردیم و بابا تنها نمونه. و اما سفر نامه : روز اول بعد از ظهر که بابا از سر کار برگشت خونه ساعت تقریباً هفت حرکت کردیم. شب ...
نویسنده :
باباي ترنّم
15:32









